انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
ablaze
مشتعل به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مشتعل
- شعلهور
- در آتش
معنی و کاربرد
مشتعل
adjective — صفتEnglish meaningBurning fiercely; on fire. Also used figuratively for intense emotion or conflict.
در حال سوختن یا شعلهور شدن
The barn was ablaze within minutes.
انبار در عرض چند دقیقه مشتعل شد.
The city was ablaze with lights at night.
شهر شبهنگام از چراغها مشتعل بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- burning
- on fire
- aflame
متضادها (انگلیسی)
- extinguished
ترکیبهای رایج
- set ablaze
- ablaze with light
یادداشت کاربرد
مشتعل هم معنای آتش گرفتن و هم اشتیاق شدید دارد.