انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
absent
غایب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- غایب
- نبوده
- غایبشده
معنی و کاربرد
غایب
adjective — صفتEnglish meaningNot present in a place; away.
حاضر نبودن
Three students were absent today.
امروز سه دانشآموز غایب بودند.
He was absent from the meeting.
او در جلسه غایب بود.
شکلهای واژه
- related noun
- غیبت
هممعنیها (انگلیسی)
- missing
- away
متضادها (انگلیسی)
- present
- attending
ترکیبهای رایج
- absent from school
- be absent
واژههای مرتبط
- غیبت
- حاضر