پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

abstaining

ممتنع به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ممتنع
  • خوددار
  • پرهیزگار

معنی و کاربرد

  1. ممتنع

    adjective — صفت
    English meaning

    Refraining or abstaining; also impossible.

    خودداری‌کننده یا در برخی معانی ناممکن

    • He remained abstaining from the dispute.

      او از نزاع خودداری می‌کرد.

    • The task seemed abstaining to him.

      کار به نظر او ناممکن می‌آمد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • refraining
  • self-restrained

متضادها (انگلیسی)

  • indulging

یادداشت کاربرد

ممتنع یعنی خودداری‌کننده و در پاره‌ای معانی ناممکن.

واژه‌های مرتبط

  • abstain