انگلیسیبه فارسیverb — فعل
accumulate
انباشتن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- انباشتن
- جمع کردن
- روی هم گذاشتن
معنی و کاربرد
انباشتن
verb — فعلEnglish meaningTo gather or pile up over time.
درباره جمع شدن تدریجی
He accumulated a fortune.
او ثروتی انباشت.
Dust accumulated on the shelf.
گرد و غبار روی قفسه انباشت.
هممعنیها (انگلیسی)
- amass
- pile up
متضادها (انگلیسی)
- scatter
ترکیبهای رایج
- accumulate wealth
واژههای مرتبط
- gather