پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

accumulate

انباشتن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • انباشتن
  • جمع کردن
  • روی هم گذاشتن

معنی و کاربرد

  1. انباشتن

    verb — فعل
    English meaning

    To gather or pile up over time.

    درباره جمع شدن تدریجی

    • He accumulated a fortune.

      او ثروتی انباشت.

    • Dust accumulated on the shelf.

      گرد و غبار روی قفسه انباشت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • amass
  • pile up

متضادها (انگلیسی)

  • scatter

ترکیب‌های رایج

  • accumulate wealth

واژه‌های مرتبط

  • gather