پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

acquaintances

معاریف به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • معاریف
  • آشنایان

معنی و کاربرد

  1. معاریف

    noun — اسم
    English meaning

    Acquaintances; known persons (plural of mu'arraf).

    جمع معرف، آشنایان

    • He greeted his acquaintances.

      او به معاریف خود سلام کرد.

    • She has many acquaintances in the city.

      او آشنایان بسیاری در شهر دارد.

شکل‌های واژه

singular
acquaintance

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • contacts

متضادها (انگلیسی)

  • strangers