پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

action

عمل به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • عمل
  • کار
  • کنش

معنی و کاربرد

  1. عمل

    noun — اسم
    English meaning

    The process of doing something to achieve an aim; a deed or act.

    انجام دادن کاری

    • Actions speak louder than words.

      عمل از حرف رساتر است.

    • The government took immediate action.

      دولت بی‌درنگ اقدام کرد.

    • We must turn our plans into action.

      باید نقشه‌هایمان را به عمل تبدیل کنیم.

شکل‌های واژه

plural
actions

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • deed
  • act
  • operation

متضادها (انگلیسی)

  • inaction
  • words

ترکیب‌های رایج

  • take action
  • course of action
  • in action

واژه‌های مرتبط