انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
adjacent
مجاور به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مجاور
- همسایه
- کنار
معنی و کاربرد
مجاور
adjective — صفتEnglish meaningNext to or adjoining something.
مکان
They live in the adjacent house.
آنان در خانهٔ مجاور زندگی میکنند.
The adjacent rooms are empty.
اتاقهای مجاور خالیاند.
هممعنیها (انگلیسی)
- adjacent
- neighboring
- adjoining
متضادها (انگلیسی)
- distant
ترکیبهای رایج
- adjacent to