انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
adult
بزرگسال به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بزرگسال
- بالغ
معنی و کاربرد
بزرگسال
noun — اسمEnglish meaningA person who is fully grown.
سن بزرگسالی
Adults must set a good example.
بزرگسالان باید الگوی خوبی باشند.
The ticket is for adults only.
بلیت تنها برای بزرگسالان است.
هممعنیها (انگلیسی)
- grown-up