انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
aerial
هوایی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- هوایی
- معلقی
- جوی
معنی و کاربرد
هوایی
adjective — صفتEnglish meaningExisting, happening, or operating in the air.
مربوط به هوا یا انجامشده در هوا
They took an aerial photograph.
آنان عکسی هوایی گرفتند.
The aerial view was stunning.
نمای هوایی خیرهکننده بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- sky
- atmospheric
- airborne
متضادها (انگلیسی)
- ground
ترکیبهای رایج
- aerial view
- aerial photograph