انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
affected
متاثر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- متاثر
- متالم
- غمگین
معنی و کاربرد
متاثر
adjective — صفتEnglish meaningDeeply moved or influenced, especially emotionally.
تحت تاثیر قرار گرفته بهویژه از نظر عاطفی
We were deeply moved by his speech.
ما از سخنرانی او بسیار متاثر شدیم.
She was affected by the sad news.
او از خبر غمانگیز متاثر شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- moved
- touched
- influenced
متضادها (انگلیسی)
- unmoved
- indifferent
ترکیبهای رایج
- deeply affected
واژههای مرتبط
- affect