انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
affection
محبت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- محبت
- مهربانی
- علاقه
معنی و کاربرد
محبت
noun — اسمEnglish meaningA gentle feeling of fondness or liking.
در معنای مهر و علاقه
She has great affection for her grandmother.
او به مادربزرگش محبت زیادی دارد.
He showed his affection with a hug.
او محبتش را با آغوش نشان داد.
شکلهای واژه
- plural
- affections
هممعنیها (انگلیسی)
- fondness
- love
- warmth
متضادها (انگلیسی)
- hatred
- coldness
ترکیبهای رایج
- show affection
- deep affection
- mutual affection
واژههای مرتبط
- love
- fondness