انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
affiliated
منتسب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- منتسب
- وابسته
- پیوسته
معنی و کاربرد
منتسب
adjective — صفتEnglish meaningOfficially attached or connected to an organization.
وابستگی سازمانی
He is affiliated with the university.
او به دانشگاه منتسب است.
Affiliated companies share the brand.
شرکتهای منتسب در برند مشترکاند.
هممعنیها (انگلیسی)
- associated
- connected
ترکیبهای رایج
- affiliated with
- affiliated company
یادداشت کاربرد
منتسب یعنی کسی که به جایی یا چیزی نسبت داده و وابسته شده است.
واژههای مرتبط
- affiliate