پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

affiliated

منتسب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • منتسب
  • وابسته
  • پیوسته

معنی و کاربرد

  1. منتسب

    adjective — صفت
    English meaning

    Officially attached or connected to an organization.

    وابستگی سازمانی

    • He is affiliated with the university.

      او به دانشگاه منتسب است.

    • Affiliated companies share the brand.

      شرکت‌های منتسب در برند مشترک‌اند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • associated
  • connected

ترکیب‌های رایج

  • affiliated with
  • affiliated company

یادداشت کاربرد

منتسب یعنی کسی که به جایی یا چیزی نسبت داده و وابسته شده است.

واژه‌های مرتبط

  • affiliate