انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
afflicted
مبتلا به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مبتلا
- درگیر
- دچار
معنی و کاربرد
مبتلا
adjective — صفتEnglish meaningSuffering from a disease, problem, or difficult condition.
دچار بیماری یا مشکل بودن
He is afflicted with a rare disease.
او به بیماری نادری مبتلاست.
The region is afflicted by drought.
این منطقه دچار خشکسالی است.
هممعنیها (انگلیسی)
- suffering
- stricken
- affected
متضادها (انگلیسی)
- healthy
- immune
ترکیبهای رایج
- afflicted with
- afflicted by
یادداشت کاربرد
مبتلا معمولا با «به» میآید: مبتلا به بیماری.