پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

afflicted

مبتلا به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مبتلا
  • درگیر
  • دچار

معنی و کاربرد

  1. مبتلا

    adjective — صفت
    English meaning

    Suffering from a disease, problem, or difficult condition.

    دچار بیماری یا مشکل بودن

    • He is afflicted with a rare disease.

      او به بیماری نادری مبتلاست.

    • The region is afflicted by drought.

      این منطقه دچار خشکسالی است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • suffering
  • stricken
  • affected

متضادها (انگلیسی)

  • healthy
  • immune

ترکیب‌های رایج

  • afflicted with
  • afflicted by

یادداشت کاربرد

مبتلا معمولا با «به» می‌آید: مبتلا به بیماری.

واژه‌های مرتبط