پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

aged

کهنسال به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کهنسال
  • سالخورده

معنی و کاربرد

  1. کهنسال

    adjective — صفت
    English meaning

    Having lived for a long time; old.

    احترام‌آمیز

    • He is an aged scholar.

      او دانشمندی کهنسال است.

    • The aged tree still bears fruit.

      درخت کهنسال هنوز میوه می‌دهد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • elderly
  • old
  • venerable

متضادها (انگلیسی)

  • young

ترکیب‌های رایج

  • aged man

واژه‌های مرتبط