انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
agency
کارگزاری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کارگزاری
- آژانس
- نمایندگی
معنی و کاربرد
کارگزاری
noun — اسمEnglish meaningA business or organization providing a particular service.
کسبوکار یا سازمانی که خدمتی خاص ارائه میدهد
She works for a travel agency.
او در کارگزاری مسافرتی کار میکند.
The agency handles advertising.
این کارگزاری تبلیغات را انجام میدهد.
شکلهای واژه
- plural
- agencies
هممعنیها (انگلیسی)
- bureau
- firm
- office
ترکیبهای رایج
- travel agency
- news agency