انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
agreeable
موافق به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- موافق
- همنظر
- همدل
معنی و کاربرد
موافق
adjective — صفتEnglish meaningWilling to agree to something; having the same opinion.
در همنظری و رضایت
Are you agreeable to the plan?
آیا با این طرح موافقی؟
We are agreeable to the terms.
ما با شرایط موافقیم.
هممعنیها (انگلیسی)
- favorable
- willing
- consenting
متضادها (انگلیسی)
- opposed
- disagreeing
ترکیبهای رایج
- agreeable to
- mutually agreeable
یادداشت کاربرد
موافق در فارسی بیشتر به معنای «همنظر و راضی» و گاه صفت به معنای «مطبوع» است.