پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

alienation

بیگانگی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بیگانگی
  • غربت
  • جدایی

معنی و کاربرد

  1. بیگانگی

    noun — اسم
    English meaning

    The state of feeling estranged or separated.

    درباره احساس غربت

    • He felt alienation in the new city.

      او در شهر جدید احساس بیگانگی می‌کرد.

    • Alienation grew between them.

      بیگانگی میان آن‌ها بیشتر شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • estrangement
  • detachment

متضادها (انگلیسی)

  • familiarity

واژه‌های مرتبط