پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

alive

زنده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • زنده
  • زنده‌مانده
  • در قید حیات

معنی و کاربرد

  1. زنده

    adjective — صفت
    English meaning

    Living; not dead.

    • The fish is still alive.

      ماهی هنوز زنده است.

    • She kept the memory alive.

      او خاطره را زنده نگه داشت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • living
  • animate

متضادها (انگلیسی)

  • dead
  • lifeless

ترکیب‌های رایج

  • keep alive
  • stay alive
  • alive and well

واژه‌های مرتبط

  • living