انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
allegiance
بیعت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیعت
- پیمان وفاداری
- سوگند اطاعت
معنی و کاربرد
بیعت
noun — اسمEnglish meaningA formal pledge of loyalty and obedience to a ruler or leader.
پیمان وفاداری و فرمانبرداری
The people swore allegiance to the new king.
مردم با پادشاه تازه بیعت کردند.
He refused to give his allegiance.
او از بیعت کردن خودداری کرد.
وفاداری
noun — اسمEnglish meaningLoyalty or commitment to a person, group, or country.
دلبستگی و وفاداری به کسی یا چیزی
Their allegiance to the party never wavered.
وفاداری آنها به حزب هرگز متزلزل نشد.
She pledged allegiance to the flag.
او به پرچم سوگند وفاداری یاد کرد.
شکلهای واژه
- plural
- allegiances
هممعنیها (انگلیسی)
- loyalty
- fidelity
- devotion
متضادها (انگلیسی)
- betrayal
- treason
ترکیبهای رایج
- swear allegiance
- pledge allegiance
یادداشت کاربرد
بیعت در تاریخ به پیمان اطاعت از فرمانروا و خلیفه گفته میشد.