انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
ally
همپیمان به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- همپیمان
- متحد
- همسوگند
معنی و کاربرد
همپیمان
noun — اسمEnglish meaningA person or country joined with another for mutual support.
سیاست و دوستی
The two countries became allies.
دو کشور همپیمان شدند.
He remained a loyal ally.
او همپیمانی وفادار ماند.
شکلهای واژه
- plural
- allies
هممعنیها (انگلیسی)
- confederate
- partner
- friend
متضادها (انگلیسی)
- enemy
- opponent
واژههای مرتبط
- alliance
- treaty