انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
alone
تنها به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تنها
- یگانه
- بیکس
معنی و کاربرد
تنها
adjective — صفتEnglish meaningHaving no one else present; on one's own.
بدون همراه و کسی دیگر
She lives alone in the city.
او تنها در شهر زندگی میکند.
Leave me alone.
مرا تنها بگذار.
دلتنگ
adjective — صفتEnglish meaningFeeling lonely or isolated.
احساس تنهایی
He felt alone among the crowd.
میان جمع احساس تنهایی میکرد.
She felt alone even with friends around.
او حتی با بودن دوستانش احساس تنهایی میکرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- solitary
- lonely
- by oneself
متضادها (انگلیسی)
- together
- accompanied
ترکیبهای رایج
- leave alone
- live alone
- all alone
یادداشت کاربرد
تنها هم به معنای «بدون همراه» و هم «دلتنگ و بیکس» است.