پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

alone

تنها به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تنها
  • یگانه
  • بی‌کس

معنی و کاربرد

  1. تنها

    adjective — صفت
    English meaning

    Having no one else present; on one's own.

    بدون همراه و کسی دیگر

    • She lives alone in the city.

      او تنها در شهر زندگی می‌کند.

    • Leave me alone.

      مرا تنها بگذار.

  2. دل‌تنگ

    adjective — صفت
    English meaning

    Feeling lonely or isolated.

    احساس تنهایی

    • He felt alone among the crowd.

      میان جمع احساس تنهایی می‌کرد.

    • She felt alone even with friends around.

      او حتی با بودن دوستانش احساس تنهایی می‌کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • solitary
  • lonely
  • by oneself

متضادها (انگلیسی)

  • together
  • accompanied

ترکیب‌های رایج

  • leave alone
  • live alone
  • all alone

یادداشت کاربرد

تنها هم به معنای «بدون همراه» و هم «دل‌تنگ و بی‌کس» است.

واژه‌های مرتبط