انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
ambiguous
غامض به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- غامض
- مبهم
- پیچیده
معنی و کاربرد
غامض
adjective — صفتEnglish meaningOpen to more than one interpretation; not clear or definite; obscure.
سخن یا موضوعی که فهم آن دشوار و مبهم است
His answer was ambiguous.
پاسخ او غامض بود.
The law is ambiguous on this point.
قانون در این نکته غامض است.
She gave an ambiguous smile.
او لبخندی مبهم زد.
هممعنیها (انگلیسی)
- obscure
- vague
- unclear
متضادها (انگلیسی)
- clear
- obvious
ترکیبهای رایج
- ambiguous statement
- ambiguous meaning
یادداشت کاربرد
غامض بر دشواری فهم و چندپهلویی معنا دلالت دارد.