پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

ambiguous

غامض به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • غامض
  • مبهم
  • پیچیده

معنی و کاربرد

  1. غامض

    adjective — صفت
    English meaning

    Open to more than one interpretation; not clear or definite; obscure.

    سخن یا موضوعی که فهم آن دشوار و مبهم است

    • His answer was ambiguous.

      پاسخ او غامض بود.

    • The law is ambiguous on this point.

      قانون در این نکته غامض است.

    • She gave an ambiguous smile.

      او لبخندی مبهم زد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • obscure
  • vague
  • unclear

متضادها (انگلیسی)

  • clear
  • obvious

ترکیب‌های رایج

  • ambiguous statement
  • ambiguous meaning

یادداشت کاربرد

غامض بر دشواری فهم و چندپهلویی معنا دلالت دارد.