انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
anonymous
گمنام به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- گمنام
- بینام
معنی و کاربرد
گمنام
adjective — صفتEnglish meaningHaving a name that is not known or not made public.
کسی که شناختهشده نیست
The donation came from an anonymous donor.
این کمک از سوی اهداکنندهای گمنام بود.
He chose to remain anonymous.
او ترجیح داد گمنام بماند.
هممعنیها (انگلیسی)
- unnamed
- unknown
- nameless
متضادها (انگلیسی)
- famous
- well-known
ترکیبهای رایج
- anonymous donor
- remain anonymous
یادداشت کاربرد
گمنام به کسی گفته میشود که نام یا آوازهای ندارد.