انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
antiquity
دیرینگی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دیرینگی
- قدمت
- کهنگی
- دیرمانی
معنی و کاربرد
دیرینگی
noun — اسمEnglish meaningthe quality of being ancient; great age
The antiquity of the site is remarkable.
دیرینگی این محوطه چشمگیر است.
Experts studied the age of the ruins.
کارشناسان دیرینگی ویرانهها را بررسی کردند.
هممعنیها (انگلیسی)
- oldness
- ancientness
- age
متضادها (انگلیسی)
- newness
- novelty
واژههای مرتبط
- قدمت
- کهنگی