انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
antiquity
قدمت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- قدمت
- کهنگی
- دیرینگی
معنی و کاربرد
قدمت
noun — اسمEnglish meaningThe quality of being ancient; great age or long standing.
دیرینگی و کهنگی
The antiquity of the temple is remarkable.
قدمت این معبد چشمگیر است.
The city is famous for its antiquity.
این شهر به قدمتش مشهور است.
هممعنیها (انگلیسی)
- age
- ancientness
- oldness
متضادها (انگلیسی)
- newness
یادداشت کاربرد
قدمت به معنای دیرینگی و طول عمر چیزی است.