انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
appearance
ظاهر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ظاهر
- قیافه
- ظهور
معنی و کاربرد
ظاهر
noun — اسمEnglish meaningThe way that someone or something looks or seems to be.
شکل و قیافهٔ بیرونی
Don't judge by appearances.
از روی ظاهر قضاوت نکن.
She takes care of her appearance.
او به ظاهر خود رسیدگی میکند.
شکلهای واژه
- plural
- appearances
هممعنیها (انگلیسی)
- look
- outward
- semblance
متضادها (انگلیسی)
- reality
- essence
ترکیبهای رایج
- outward appearance
- by all appearances
یادداشت کاربرد
ظاهر در فارسی هم به قیافهٔ بیرونی و هم به معنای بهنظررسیدن به کار میرود.
واژههای مرتبط
- look
- seeming