انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
appointed
منصوب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- منصوب
- گماردهشده
- برگماشته
معنی و کاربرد
منصوب
adjective — صفتEnglish meaningChosen for a job or position, often officially.
توصیف کسی که به مقامی گمارده شده
He was appointed as the new manager.
او بهعنوان مدیر جدید منصوب شد.
The appointed committee will decide.
کمیتهٔ منصوب تصمیم خواهد گرفت.
تعیینشده
adjective — صفتEnglish meaningFixed or arranged in advance.
زمان یا مکان تعیینشده
They met at the appointed time.
آنها در زمان تعیینشده دیدار کردند.
We arrived at the appointed place.
ما به مکان تعیینشده رسیدیم.
هممعنیها (انگلیسی)
- designated
- nominated
- assigned
متضادها (انگلیسی)
- dismissed
- removed
ترکیبهای رایج
- well appointed
- appointed time
- appointed representative
یادداشت کاربرد
منصوب صفت مفعولی از نصب کردن به معنای گماردهشده است.