پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

appointed

منصوب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • منصوب
  • گمارده‌شده
  • برگماشته

معنی و کاربرد

  1. منصوب

    adjective — صفت
    English meaning

    Chosen for a job or position, often officially.

    توصیف کسی که به مقامی گمارده شده

    • He was appointed as the new manager.

      او به‌عنوان مدیر جدید منصوب شد.

    • The appointed committee will decide.

      کمیتهٔ منصوب تصمیم خواهد گرفت.

  2. تعیین‌شده

    adjective — صفت
    English meaning

    Fixed or arranged in advance.

    زمان یا مکان تعیین‌شده

    • They met at the appointed time.

      آن‌ها در زمان تعیین‌شده دیدار کردند.

    • We arrived at the appointed place.

      ما به مکان تعیین‌شده رسیدیم.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • designated
  • nominated
  • assigned

متضادها (انگلیسی)

  • dismissed
  • removed

ترکیب‌های رایج

  • well appointed
  • appointed time
  • appointed representative

یادداشت کاربرد

منصوب صفت مفعولی از نصب کردن به معنای گمارده‌شده است.

واژه‌های مرتبط