انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
approximate
تخمینی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تخمینی
- تقریبی
- حدودی
معنی و کاربرد
تخمینی
adjective — صفتEnglish meaningEstimated rather than exact; rough.
برآوردی و نه دقیق
These are approximate figures.
اینها ارقام تخمینی هستند.
The approximate cost is high.
هزینهٔ تخمینی زیاد است.
هممعنیها (انگلیسی)
- rough
- estimated
متضادها (انگلیسی)
- exact
ترکیبهای رایج
- approximate value