انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
assistant
دستیار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دستیار
- معاون
- کمککننده
معنی و کاربرد
دستیار
noun — اسمEnglish meaningA person who helps another person in their work.
کسی که در کار به دیگری کمک میکند
She works as a research assistant.
او به عنوان دستیار پژوهشی کار میکند.
The doctor's assistant greeted the patients.
دستیار پزشک به بیماران خوشآمد گفت.
شکلهای واژه
- plural
- assistants
هممعنیها (انگلیسی)
- helper
- aide
- colleague
ترکیبهای رایج
- personal assistant
- research assistant
- assistant manager
یادداشت کاربرد
دستیار معمولا کسی است که در کار حرفهای به شخص دیگری کمک میکند.