انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
astronomer
ستارهشناس به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ستارهشناس
- منجم
معنی و کاربرد
ستارهشناس
noun — اسمEnglish meaningA scientist who studies celestial objects and the universe.
دانشمند اخترشناسی
The astronomer observed the stars.
ستارهشناس ستارگان را رصد کرد.
She became a famous astronomer.
او ستارهشناسی مشهور شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- astrologer
- stargazer
ترکیبهای رایج
- amateur astronomer