انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
attached
ملحق به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ملحق
- پیوسته
- وابسته
معنی و کاربرد
ملحق
adjective — صفتEnglish meaningJoined to something; officially connected or affiliated with a group or organization.
پیوسته و وابسته به یک مجموعه
The hospital is attached to the university.
بیمارستان به دانشگاه ملحق است.
He is attached to the research center.
او به مرکز پژوهش وابسته است.
The clinic is attached to the main building.
درمانگاه به ساختمان اصلی پیوسته است.
هممعنیها (انگلیسی)
- connected
- affiliated
- joined
متضادها (انگلیسی)
- detached
- separate
ترکیبهای رایج
- attached to
- an attached unit
یادداشت کاربرد
ملحق به معنای پیوسته و وابسته به یک مجموعه یا سازمان است.