پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

attached

ملحق به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ملحق
  • پیوسته
  • وابسته

معنی و کاربرد

  1. ملحق

    adjective — صفت
    English meaning

    Joined to something; officially connected or affiliated with a group or organization.

    پیوسته و وابسته به یک مجموعه

    • The hospital is attached to the university.

      بیمارستان به دانشگاه ملحق است.

    • He is attached to the research center.

      او به مرکز پژوهش وابسته است.

    • The clinic is attached to the main building.

      درمانگاه به ساختمان اصلی پیوسته است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • connected
  • affiliated
  • joined

متضادها (انگلیسی)

  • detached
  • separate

ترکیب‌های رایج

  • attached to
  • an attached unit

یادداشت کاربرد

ملحق به معنای پیوسته و وابسته به یک مجموعه یا سازمان است.

واژه‌های مرتبط