انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
awake
بیدار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیدار
- هشیار
- برخاسته
معنی و کاربرد
بیدار
adjective — صفتEnglish meaningNot asleep; conscious and alert.
در معنای بیداری
He was awake all night.
او تمام شب بیدار بود.
Are you awake?
بیداری؟
بیدار
verb — فعلEnglish meaningTo stop sleeping; to wake up.
در ترکیب بیدار کردن
She wakes up early every day.
او هر روز زود بیدار میشود.
I woke him up at seven.
او را ساعت هفت بیدار کردم.
هممعنیها (انگلیسی)
- awakened
- alert
- conscious
متضادها (انگلیسی)
- asleep
- sleeping
ترکیبهای رایج
- stay awake
- wide awake
- wake up
واژههای مرتبط
- alert
- conscious