پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

bad

بد به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بد
  • ناپسند
  • زشت

معنی و کاربرد

  1. بد

    adjective — صفت
    English meaning

    Of poor quality or a low standard; unpleasant or harmful.

    بی‌کیفیت یا ناخوشایند

    • The weather is bad today.

      امروز هوا بد است.

    • He has a bad habit.

      او عادت بدی دارد.

شکل‌های واژه

comparative
worse
superlative
worst

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • poor
  • awful
  • harmful

متضادها (انگلیسی)

  • good
  • excellent

ترکیب‌های رایج

  • bad news
  • bad luck
  • feel bad

واژه‌های مرتبط