پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

balance

توازن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • توازن
  • تعادل

معنی و کاربرد

  1. توازن

    noun — اسم
    English meaning

    A state of equilibrium in which opposing forces or influences are equal.

    در وصف تعادل

    • She lost her balance and fell.

      او توازن خود را از دست داد و افتاد.

    • The budget must be in balance.

      بودجه باید در توازن باشد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • equilibrium
  • stability

متضادها (انگلیسی)

  • imbalance

ترکیب‌های رایج

  • lose balance
  • balance of power

واژه‌های مرتبط