پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

barren

سترون به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سترون
  • نازا
  • عقیم

معنی و کاربرد

  1. سترون

    adjective — صفت
    English meaning

    Unable to produce offspring; infertile.

    کسی یا حیوانی که توان زادن ندارد

    • The barren cow gave no milk.

      گاو سترون شیری نمی‌داد.

    • Treatment helped the barren couple.

      درمان به آن زوج سترون کمک کرد.

    • Sterile soil is barren and lifeless.

      خاک عقیم سترون و بی‌جان است.

  2. خشک

    adjective — صفت
    English meaning

    Unable to produce fruit, crops, or vegetation; unproductive.

    زمینی که چیزی نمی‌رویاند

    • Nothing grows on this barren land.

      بر این زمین خشک چیزی نمی‌روید.

    • The desert is a barren waste.

      کویر بیابانی خشک و بی‌حاصل است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • infertile
  • sterile
  • unproductive

متضادها (انگلیسی)

  • fertile
  • fruitful

ترکیب‌های رایج

  • barren land
  • barren woman

یادداشت کاربرد

سترون هم به نازایی موجود زنده و هم به بی‌حاصلی زمین دلالت دارد.

واژه‌های مرتبط