انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
barren
سترون به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سترون
- نازا
- عقیم
معنی و کاربرد
سترون
adjective — صفتEnglish meaningUnable to produce offspring; infertile.
کسی یا حیوانی که توان زادن ندارد
The barren cow gave no milk.
گاو سترون شیری نمیداد.
Treatment helped the barren couple.
درمان به آن زوج سترون کمک کرد.
Sterile soil is barren and lifeless.
خاک عقیم سترون و بیجان است.
خشک
adjective — صفتEnglish meaningUnable to produce fruit, crops, or vegetation; unproductive.
زمینی که چیزی نمیرویاند
Nothing grows on this barren land.
بر این زمین خشک چیزی نمیروید.
The desert is a barren waste.
کویر بیابانی خشک و بیحاصل است.
هممعنیها (انگلیسی)
- infertile
- sterile
- unproductive
متضادها (انگلیسی)
- fertile
- fruitful
ترکیبهای رایج
- barren land
- barren woman
یادداشت کاربرد
سترون هم به نازایی موجود زنده و هم به بیحاصلی زمین دلالت دارد.