انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
barren
موات به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- موات
- بایر
- خشک
معنی و کاربرد
موات
adjective — صفتEnglish meaning(of land) unable to produce crops; lifeless and unproductive.
زمین و حقوق
The barren land could not be farmed.
زمین موات را نمیشد کشت کرد.
They revived the barren soil.
آنها خاک موات را احیا کردند.
هممعنیها (انگلیسی)
- infertile
- unproductive
- arid
متضادها (انگلیسی)
- fertile
- productive
ترکیبهای رایج
- barren land
یادداشت کاربرد
در فقه «زمین موات» زمین بیمالک و بایر است.