انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
baseless
بیبنیاد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیبنیاد
- بیاساس
- بیپایه
معنی و کاربرد
بیبنیاد
adjective — صفتEnglish meaningWithout foundation in fact; unfounded.
بیاساس
The rumor was baseless.
شایعه بیبنیاد بود.
His claims are baseless.
ادعاهای او بیبنیاد است.
هممعنیها (انگلیسی)
- groundless
- unfounded
متضادها (انگلیسی)
- well-founded