انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
being
موجود به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- موجود
- آفریده
- هستی
معنی و کاربرد
موجود
noun — اسمEnglish meaningA living creature, especially a person, animal, or plant.
جاندار و آفریده
Every living being needs water.
هر موجود زنده به آب نیاز دارد.
They studied strange beings from the sea.
آنها موجودات عجیب دریا را بررسی کردند.
هستی
noun — اسمEnglish meaningExistence or the state of existing.
وجود و هستی
The being of God is a topic of philosophy.
هستی خدا موضوعی فلسفی است.
He questioned his own being.
او در هستی خویش تردید کرد.
شکلهای واژه
- plural
- beings
هممعنیها (انگلیسی)
- creature
- entity
- existence
متضادها (انگلیسی)
- nonbeing
ترکیبهای رایج
- human being
- living being
یادداشت کاربرد
موجود هم به معنای جاندار و آفریده و هم به معنای هستی و وجود است.