پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

being

موجود به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • موجود
  • آفریده
  • هستی

معنی و کاربرد

  1. موجود

    noun — اسم
    English meaning

    A living creature, especially a person, animal, or plant.

    جاندار و آفریده

    • Every living being needs water.

      هر موجود زنده به آب نیاز دارد.

    • They studied strange beings from the sea.

      آن‌ها موجودات عجیب دریا را بررسی کردند.

  2. هستی

    noun — اسم
    English meaning

    Existence or the state of existing.

    وجود و هستی

    • The being of God is a topic of philosophy.

      هستی خدا موضوعی فلسفی است.

    • He questioned his own being.

      او در هستی خویش تردید کرد.

شکل‌های واژه

plural
beings

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • creature
  • entity
  • existence

متضادها (انگلیسی)

  • nonbeing

ترکیب‌های رایج

  • human being
  • living being

یادداشت کاربرد

موجود هم به معنای جاندار و آفریده و هم به معنای هستی و وجود است.

واژه‌های مرتبط