انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
bell
زنگ به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- زنگ
- ناقوس
معنی و کاربرد
زنگ
noun — اسمEnglish meaningA hollow metal object that makes a ringing sound when struck.
وسیلهٔ فلزی زنگدار
The bell rang at noon.
زنگ ظهر به صدا درآمد.
Press the bell twice.
دو بار زنگ را فشار بده.
زنگ
noun — اسمEnglish meaningA reddish-brown coating that forms on iron when it rusts.
لایهٔ قهوهای روی آهن زنگزده
The old gate was covered with rust.
دروازهٔ کهنه پوشیده از زنگ بود.
Rust eats away the metal.
زنگ فلز را میخورد.
شکلهای واژه
- plural
- bells
هممعنیها (انگلیسی)
- chime
- gong
ترکیبهای رایج
- ring the bell
- doorbell
یادداشت کاربرد
زنگ هم به معنی وسیلهٔ صدادار و هم به معنی زنگزدگی فلز است.
واژههای مرتبط
- chime
- rust