انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
belligerence
ستیزهجویی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ستیزهجویی
- جنگطلبی
- خصومت
معنی و کاربرد
ستیزهجویی
noun — اسمEnglish meaningAggressive or warlike behavior; a tendency to fight or argue.
حالت پرخاشگری و آمادگی برای نزاع
His belligerence made any negotiation impossible.
ستیزهجویی او هر مذاکرهای را ناممکن میکرد.
The country's belligerence worried its neighbors.
جنگطلبی آن کشور همسایگانش را نگران کرد.
She answered with unexpected belligerence.
او با ستیزهجویی غیرمنتظرهای پاسخ داد.
هممعنیها (انگلیسی)
- aggressiveness
- hostility
- combativeness
متضادها (انگلیسی)
- peacefulness
- conciliation
ترکیبهای رایج
- open belligerence
- growing belligerence
یادداشت کاربرد
ستیزهجویی به روحیهٔ خصمانه و آماده به نزاع اشاره دارد.