انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
bereaved
مصیبتزده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مصیبتزده
- داغدیده
- غمزده
معنی و کاربرد
مصیبتزده
adjective — صفتEnglish meaningAfflicted by misfortune; grief-stricken.
دچار مصیبت و اندوهشده
The bereaved family received condolences.
خانوادهٔ مصیبتزده تسلیت گرفتند.
She comforted the bereaved mother.
او مادر مصیبتزده را دلجویی کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- grief-stricken
- afflicted
- sorrowing
متضادها (انگلیسی)
- fortunate
ترکیبهای رایج
- a bereaved family