پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

bewilderment

سرگردانی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سرگردانی
  • حیرت
  • سردرگمی

معنی و کاربرد

  1. سرگردانی

    noun — اسم
    English meaning

    A feeling of being confused and not knowing what to do or where to go.

    حالت سردرگمی و بی‌هدفی

    • He looked around in bewilderment.

      او با سرگردانی به اطراف نگاه کرد.

    • Her bewilderment was clear from her face.

      سرگردانی او از چهره‌اش پیدا بود.

    • The news left us in total bewilderment.

      آن خبر ما را کاملا سرگردان کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • confusion
  • perplexity
  • puzzlement

متضادها (انگلیسی)

  • clarity
  • certainty

ترکیب‌های رایج

  • in bewilderment
  • total bewilderment

یادداشت کاربرد

سرگردانی هم به معنای حیرت و سردرگمی و هم به معنای آوارگی است.

واژه‌های مرتبط

  • wander