پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

big

بزرگ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بزرگ
  • بزرگ‌جثه
  • وسیع

معنی و کاربرد

  1. بزرگ

    adjective — صفت
    English meaning

    Of considerable size, extent, or intensity.

    اندازهٔ زیاد

    • They live in a big house.

      آن‌ها در خانه‌ای بزرگ زندگی می‌کنند.

    • This is a big problem.

      این مشکلی بزرگ است.

شکل‌های واژه

comparative
bigger
superlative
biggest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • large
  • huge
  • great

متضادها (انگلیسی)

  • small
  • little

ترکیب‌های رایج

  • big deal
  • big city
  • big difference

واژه‌های مرتبط