انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
bishop
اسقف به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- اسقف
- سراسقف
معنی و کاربرد
اسقف
noun — اسمEnglish meaningA senior Christian cleric who oversees a diocese.
مقام بلندپایه روحانی مسیحی
The bishop led the ceremony.
اسقف مراسم را رهبری کرد.
He was appointed bishop of the city.
او اسقف آن شهر منصوب شد.
فیل
noun — اسمEnglish meaningA chess piece shaped like a bishop's mitre.
مهرهای در شطرنج
He moved the bishop to the center.
او فیل را به مرکز صفحه حرکت داد.
شکلهای واژه
- plural
- bishops
هممعنیها (انگلیسی)
- prelate
- clergyman
ترکیبهای رایج
- bishop of the diocese
یادداشت کاربرد
اسقف هم عنوان روحانی مسیحی و هم نام مهره فیل در شطرنج است.