انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
blessed
بابرکت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بابرکت
- فرخنده
- خجسته
معنی و کاربرد
بابرکت
adjective — صفتEnglish meaningMade holy; bringing prosperity and divine favor.
فرخنده و پربرکت
Their marriage was a blessed union.
ازدواج آنها پیوندی بابرکت بود.
It was a blessed day for the family.
روزی بابرکت برای خانواده بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- fortunate
- prosperous
- hallowed
متضادها (انگلیسی)
- unlucky
ترکیبهای رایج
- blessed event