پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

blind

کور به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کور
  • نابینا

معنی و کاربرد

  1. کور

    adjective — صفت
    English meaning

    Unable to see; without sight.

    ناتوان از دیدن

    • The blind man crossed the street safely.

      مرد نابینا با ایمنی از خیابان گذشت.

    • She was born blind.

      او نابینا به دنیا آمد.

  2. کور (بی‌توجه)

    adjective — صفت
    English meaning

    Lacking judgment or awareness; unwilling to notice.

    بی‌توجهی از روی تعصب

    • Love can make you blind.

      عشق می‌تواند تو را کور کند.

    • He was blind to her faults.

      او به عیب‌های او کور بود.

شکل‌های واژه

comparative
blinder
superlative
blindest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • sightless
  • unseeing

متضادها (انگلیسی)

  • sighted

ترکیب‌های رایج

  • blind spot
  • go blind
  • blind faith

واژه‌های مرتبط

  • sightless