پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

bloodthirsty

خون‌ریز به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خون‌ریز
  • خونخوار

معنی و کاربرد

  1. خون‌ریز

    adjective — صفت
    English meaning

    Eager to shed blood; cruel and violent.

    • The bloodthirsty tyrant spared no one.

      ستمگر خون‌ریز به هیچ‌کس رحم نکرد.

    • They fought a bloodthirsty war.

      آن‌ها جنگی خونین و خون‌ریزانه کردند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • murderous
  • sanguinary

متضادها (انگلیسی)

  • merciful
  • peaceful

ترکیب‌های رایج

  • a bloodthirsty enemy

واژه‌های مرتبط