انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
blow
لطمه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- لطمه
- ضربه
- آسیب
معنی و کاربرد
لطمه
noun — اسمEnglish meaningA sudden shock or injury, often figurative damage to reputation or well-being.
آسیب یا ضربه ای ناگهانی
The news was a heavy blow to her.
آن خبر لطمه سنگینی به او زد.
His reputation suffered a blow.
آبروی او لطمه دید.
The defeat was a blow to the team.
شکست لطمه ای به تیم بود.
شکلهای واژه
- plural
- blows
هممعنیها (انگلیسی)
- damage
- shock
- injury
متضادها (انگلیسی)
- benefit
- boost
ترکیبهای رایج
- deal a blow
- suffer a blow
- heavy blow
یادداشت کاربرد
لطمه بیشتر به آسیب و صدمه معنوی و حیثیتی گفته می شود.