انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
blue
کبود به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کبود
- آبی
- نیلی
معنی و کاربرد
آبی
adjective — صفتEnglish meaningOf a color intermediate between green and violet; also discolored from a bruise.
رنگ آبی یا کبودی بدن
The sky was deep blue.
آسمان آبی تیره بود.
His arm turned blue after the fall.
بازویش پس از افتادن کبود شد.
She wore a blue dress.
او پیراهنی کبود پوشیده بود.
شکلهای واژه
- comparative
- bluer
هممعنیها (انگلیسی)
- livid
- bruised
ترکیبهای رایج
- blue sky
- black and blue