پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

blue

کبود به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کبود
  • آبی
  • نیلی

معنی و کاربرد

  1. آبی

    adjective — صفت
    English meaning

    Of a color intermediate between green and violet; also discolored from a bruise.

    رنگ آبی یا کبودی بدن

    • The sky was deep blue.

      آسمان آبی تیره بود.

    • His arm turned blue after the fall.

      بازویش پس از افتادن کبود شد.

    • She wore a blue dress.

      او پیراهنی کبود پوشیده بود.

شکل‌های واژه

comparative
bluer

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • livid
  • bruised

ترکیب‌های رایج

  • blue sky
  • black and blue

واژه‌های مرتبط