پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

body

پیکر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پیکر
  • بدن
  • تن

معنی و کاربرد

  1. پیکر

    noun — اسم
    English meaning

    The physical structure of a person or animal, especially seen as a whole.

    اندام و کالبد یک انسان یا جاندار

    • His body was covered with dust.

      پیکرش پوشیده از گرد بود.

    • Exercise keeps the body healthy.

      ورزش بدن را سالم نگه می دارد.

    • Her body was found near the river.

      پیکرش نزدیک رود پیدا شد.

شکل‌های واژه

plural
bodies

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • corpse
  • figure
  • frame

متضادها (انگلیسی)

  • soul
  • spirit

ترکیب‌های رایج

  • human body
  • whole body
  • body and soul

یادداشت کاربرد

پیکر بیشتر در معنای کالبد و جسد به کار می رود و رسمی تر از بدن است.

واژه‌های مرتبط